بازی(39)پیتزاپزون
یکم خمیر پیراشکی درست کرده بودم که ازحواس پرتی یادم میره باقی مونده اش رو بذارم تو فریزروتوهمون یخچال میمونه ومنم بعد دوسه روز چشم بهشون افتاد و قبل از اینکه بذارمشون دوذ به استفاده بهینه رسوندمشون یعنی دادم به دختریم تا باهاشون بازی کنه بعدم رفتم تو آشپزخونه مشغول پختم املت تا کارم تموم میشه ثمینو صدا میکنم میای سفره رو پهن کنی ؟میگی :کاردارم میگم چیکار؟میگی پیتزا درست میکنم ...


